[[{"content_id":152245,"content_number":0,"portal_id":197,"lang_id":"fa","content_title":"ولادت حضرت امام محمدباقر علیه السلام( 57 هـ ق - به روایتی)[ 3 صفر]","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"دانش؛ ملاک ارزش\r\n\r\n&nbsp;&laquo;خداوند با همین دانش است که گروهی را بر دیگران برتری بخشیده و در طریق ارزش ها، پیشوایشان قرار داده است تا مردم در رفتار خود به آنان اقتدا کنند&raquo;.1\r\n\r\nجایگاه بلند دانش\r\n\r\n&nbsp;&laquo;دانشمندی که با دانش خود به جامعه سود رساند، از هفتاد هزار عابد برتر است&raquo;.2\r\n\r\n&nbsp;&laquo;به خدا سوگند! مرگ یک دانشمند، برای ابلیس، از مرگ هفتاد عابد دوست داشتنی تر است&raquo;.3\r\n\r\nممنوعیت استفاده نادرست از دانش\r\n\r\n&nbsp;&laquo;کسی که به تحصیل دانش روی آورد، به آن انگیزه که در پرتو علم خویش، بر اهل دانش فخر فروشد یا با سست اندیشان ساده لوح، به جدل و ستیز پردازد یا مردم را متوجه و شیفته خود سازد، جایش در آتش است. همانا ریاست تنها شایسته صالحان است&raquo;.4\r\n\r\nلزوم دقت در گزینش استاد\r\n\r\n&nbsp;&laquo;در محضر امام باقر ع) این آیه از قرآن مطرح شد؛ &laquo;فلینظر الانسان الی طعامه؛ انسان باید به غذای خویش با دقت و تأمل بنگرد و بیندیشد&raquo;. عبس: 24)\r\n\r\nشخصی از آن حضرت پرسید: منظور از غذا چیست؟ امام باقر ع) فرمود: &laquo;منظور از غذا، همان علمی است که می آموزد و انسان باید توجه کند که آن را از چه کسی فرامی گیرد&raquo;.5\r\n\r\nلزوم پیوستگی علم و عمل\r\n\r\n&nbsp;&laquo;عمل بدون شناخت، پذیرفتنی نیست و شناخت، بدون عمل نیز بی ارزش و اعتبار است&raquo;.6\r\n\r\nتحصیل دانش؛ عبادت و جهادی بزرگ\r\n\r\n&nbsp;&laquo;دانش را فراگیرید؛ زیرا تحصیل دانش؛ حسنه و طلب علم؛ عبادت و گفت وگو درباره مسائل علمی؛ تسبیح و کوشش برای کسب معرفت؛ جهاد و تعلیم و آموزش آن به دیگران؛ صدقه و قرار دادن آن در اختیار شایستگان؛ مایه تقرب به خداست&raquo;.7\r\n\r\n1. احمد ترابی، امام باقر ع)، جلوه امامت در افق دانش، به نقل از: علی محمدعلی، &laquo;ائمتنا&raquo;، دخیل، بیروت، 1\/363.\r\n\r\n2. اصول کافی، ج1، باب صفة العلم، ح8.\r\n\r\n3. تذکرة الخواص، ص 304.\r\n\r\n4. اصول کافی، ج 1، ص47، باب المستأکل بعلمه و المباهی به، ح 6.\r\n\r\n5. اصول کافی، ج 2، ص 63، کتاب فضل العلم، باب النوادر، ح 8.\r\n\r\n6. تحف العقول، ص215.\r\n\r\n7. به نقل از: علی محمدعلی، ائمتنا، دخیل، ج1، ص 363.\r\n\r\n&nbsp;اشاره\r\n&nbsp;ورودیه\r\nمحمدکاظم بدرالدین\r\nنام: محمد\r\nلقب: باقرالعلوم، شاکر، هادی، امین، شبیه به جهت شباهتش به رسول خدا ص)).\r\nکنیه: اباجعفر.\r\nپدر و مادر: امام سجاد ع) و فاطمه بنت الحسن ع). امام باقر ع)، هم از طرف پدر و هم از جانب مادر به بنی هاشم منسوب است.\r\nزمان و مکان ولادت: اول رجب یا سوم صفر سال 57 هجری در مدینه.\r\nدوران زندگی:\r\nالف) 3 سال و 6 ماه و 10 روز با جدش امام حسین ع)؛\r\nب) 34 سال و 15 روز با پدرش امام سجاد ع)؛\r\nج) 19 سال و 10 ماه و 12 روز مدت امامت.\r\nآغاز امامت: سال 95 هجری، در 38 سالگی.\r\nطاغوت های معاصر: ولید بن عبدالملک، سلیمان بن عبدالملک، عمر بن عبدالعزیز، یزید بن عبدالملک، هشام بن عبدالملک.\r\nزمان و مکان شهادت: آن حضرت در روز دوشنبه، هفتم ذی الحجه سال 114 در 57 سالگی به دستور هشام بن عبدالملک مسموم شد و در مدینه به شهادت رسید.\r\nمحل خاک سپاری: قبرستان بقیع در مدینه.\r\n&nbsp;گفتار مجری\r\nـ امام سجاد ع)؛ با دختر عموی خود، فاطمه بنت الحسن ع) ازدواج کرد. نتیجه این پیوند مقدس، حضرت باقرالعلوم ع) است.\r\n\r\nـ امام باقر ع) نسبی پاک و ممتاز دارد؛ مادر ایشان از تبار امام حسن ع) و پدرشان از تبار امام حسین ع) است.\r\n\r\nـ امام باقر ع) را &laquo;ابنُ الْخِیرَتَین&raquo; و &laquo;عَلَوِی بَینَ عَلَوِیین&raquo; می نامند؛1 زیرا نخستین امامی است که هم از طرف مادر و هم از طرف پدر به حضرت علی ع) و حضرت زهرا س) منتسب می شود.\r\n\r\nـ مادر امام باقر ع) کنیه هایی داشت از جمله ام الحسن و ام عبده، ولی مشهورترین آنها، ام عبدالله است.2\r\n\r\nـ مادر پنجمین پیشوای شیعیان، مقامی بس مهم و والا داشت، به گونه ای که امام صادق ع) درباره وی می فرماید: &laquo;کانَتْ صِدّیقَةً لَمْ یدْرَک فی آلِ الحَسَنِ مِثْلُها؛ او راستگو و صدیقه ای بود که در میان خاندان امام حسن ع) مانند نداشت&raquo;.3\r\n\r\nـ مادر امام محمدباقر ع) را &laquo;مستجاب الدعوه&raquo; خوانده اند.4 این زن پاک و بی بدیل، در رشد معنوی و طهارت و پرهیزکاری، به مقام &laquo;ولایت الله&raquo; دست یافت، به گونه ای که در نظام هستی اثرگذار شد و با اذن خداوند، صاحب کرامت گردید.\r\n\r\nامام باقر ع) در این باره می فرماید: &laquo;روزی مادرم کنار دیواری نشسته بود. ناگهان دیوار ریزش کرد و در معرض ویرانی قرار گرفت. مادرم دست بر سینه دیوار گذاشت و گفت: به حق مصطفی ص) سوگند! اجازه فروریختن نداری. دیوار بر جای خود فروماند. مادرم به کناری رفت و سپس دیوار فرو ریخت&raquo;.5\r\n\r\nـ مادر امام باقر ع) در واقعه کربلا حضور داشت و در میان اسیران، روزهای سخت اسارت را سپری کرد.6\r\n\r\n1. سیدعلی حسینی قمی، کرامات و مقامات عرفانی امام محمدباقر ع)، ص 17.\r\n\r\n2. احمد ترابی، امام باقر ع) جلوه امامت در افق دانش، ص 17.\r\n\r\n3. دکتر علی قائمی، در مکتب فجر دانش ها، صص 27 و 28.\r\n\r\n4. همان، ص 28.\r\n\r\n5. بحارالانوار، ج 46، ص 217.\r\n\r\n6. در مکتب فجر دانش، ص 28.\r\n\r\n&nbsp;گفتار مجری\r\n&nbsp;نقش فعال فرهنگ در نظام سیاسی ـ اجتماعی\r\nهرگاه زمینه ای برای ایجاد تحول فرهنگی در جامعه فراهم باشد، به قیام و جنگ و درگیری نیازی نیست؛ زیرا تحول فکری، اساس بنیادین هر تحول مثبت اجتماعی است و با تصحیح افکار و اندیشه ها، به هنجار شدن نظام سیاسی و اجتماعی امری حتمی و ناگزیر است. در عصر امام باقر ع)، هم اندیشه های بیگانه به حوزه های مباحث علمی و کلامی نفوذ یافته بود و هم حاکمیت طولانی مدت فرمانروایان ناشایست بر جهان اسلام، پایه های علمی و معنوی جامعه را سست کرده بود. امام باقر ع) از اوضاع بی سامان حاکمان، به منظور تسخیر پایگاه فرهنگی جامعه بهره برد. به بیان دیگر &laquo;تسخیر فضای فرهنگی جامعه&raquo;، عمده ترین خط مشی سیاسی ـ اجتماعی امام باقر ع) به شمار می رود.1\r\n\r\n1. نک: احمد ترابی، امام باقر ع) جلوه امامت در افق دانش، به تحقیق: گروه تاریخ اسلام، فصل سوم، ص.\r\n\r\n&nbsp;امام باقر ع)، از پایه گذاران توسعه فرهنگی\r\nخطرآفرین ترین بحران در زمان امام باقر ع)، بحران فرهنگی است. آشکار شدن بدعت ها و انتشار احادیث ساختگی و مخدوش کردن چهره عترت آل رسول الله ص) و ترویج فرهنگ تباهی، بحران فرهنگی بود.\r\n\r\nامام باقر ع) با برپایی حوزه های فقه و فرهنگ و تربیت شاگردان، با این تشکل نادرست، به مقابله برخاست. همچنین، راه اندازی مدارس علمی در زمان امام باقر ع) در مدینه، کوفه، قم، ری و خراسان، از محورهای شکوفایی فرهنگی به شمار می رود. در این مدارس، ده ها نفر از فرزانگان، از دانش پیامبران و امامان معصوم ع) بهره ها بردند. و هزاران حدیث از احادیث رسول خدا ص) به نقل از آن امام بر زبان ها جاری شد.\r\n\r\nازاین رو، می توان گفت امام باقر ع) از پایه گذاران توسعه فرهنگی فقه و آموزه های شیعه است.1\r\n\r\n1. حبیب الله احمدی، امام باقر ع) الگوی زندگی، صص 147 ـ 219.\r\n\r\n&nbsp;تخصص پروری امام در آموزش\r\nدرباره تعداد شاگردان امام باقر ع)، اطلاعات دقیقی در دست نیست. شیخ طوسی در کتاب رجال خود از 462 نفر به عنوان شاگردان آن حضرت یاد می کند.1 مطلب دیگری که در کتاب های معتبر به آن اشاره شده، این است که شاگردان آن حضرت چند دسته بوده اند: برخی در جلسه های عمومی درس حضرت شرکت داشتند؛ گروهی به خانه امام می آمدند و از او کسب فیض می کردند و دسته سوم حواریون امام بودند که همواره در کنار امام به کسب آموزه های الهی می پرداختند.\r\n\r\nامام باقر ع) همواره استعداد و توانایی شاگردان خود را بررسی می کرد تا هر یک را در رشته ای که با ذوق و قریحه او سازگار بود، پرورش دهد. آن حضرت برخی شاگردانش را به آموختن تفسیر تشویق می کرد و برخی را در زمینه بحث و کلام، برخی را در حدیث و برخی دیگر را در فقه پرورش می داد. این امر نشانه اندیشه تخصص پروری امام است&raquo;.2\r\n\r\n1. حمیدرضا کفاش، 57 درس زندگی از سیره عملی حضرت امام محمدباقر ع)، ص32.\r\n\r\n2. در مکتب فجر دانش، ص 406.\r\n\r\nامام؛ دانشی بی پایان\r\nدانشی که امامان معصوم ع) از آن بهره مند هستند، دو ویژگی مهم دارد. گستردگی بی پایان و ژرفای وصف ناشدنی آن و زلال و شفاف بودن آن چون دانش امامان از پیشگاه خداوند آگاه است، زلال و بی غبار و بدون هرگونه ابهام است).\r\n\r\nامام پنجم شیعیان، صاحب لقب زیبای شکافنده دانش، این گونه از دانش خویش پرده برمی دارد:\r\n\r\n&laquo;ما خزینه های دانش خدا و وارثان وحی خدا و حاملان کتاب خدا هستیم&raquo;.1\r\n\r\nـ &laquo;ما معدن نبوت و پیامبری و محل رسالت می باشیم&raquo;.2\r\n\r\nـ &laquo;خدای بلند مرتبه، از زلال ترین دانش خویش و اسرار پنهانی خویش ما را، [فقط ما را] بهره مند ساخته است&raquo;.3\r\n\r\nعمق دانش بی کران باقرالعلوم ع) به اندازه ای است که فرمود: &laquo;من کسی را نمی یابم که ظرفیت تحمل دانش مرا داشته باشد تا دانش خود را در اختیار وی گذارم&raquo;.4\r\n\r\nپنجمین پیشوای شیعیان، امام باقر ع) چنین می فرماید: &laquo;اگر فرد توانمندی می یافتم، تمام توحید و اسلام و دین و فروعات شرایع را از &laquo;صَمَدْ&raquo; [منظور صفت بی نیازی خداوند است] تفسیر می کردم، ولی افسوس امیرالمؤمنین ع)، جد من نیز کسی را نیافت تا دانش خویش را در اختیارش نهد&raquo;.5\r\n\r\n1. مناقب، ج 4، ص 223.\r\n\r\n2. فرائد السمطین، ص 253، ح 523.\r\n\r\n3. بحارالانوار، ج 46، ص 307.\r\n\r\n4. حبیب الله احمدی، امام باقر ع)، الگوی زندگی، ص 46.\r\n\r\n5. به نقل از: بحارالانوار، ج 3، ص 225.\r\n\r\nگفتار مجری\r\nامام پنجم، به &laquo;باقر&raquo; شهرت داشت؛ علم را می شکافت و اهل آن را می شناخت و شاخه های علم را گسترش می داد. ابن حجر می گوید: &laquo;او را &laquo;باقر&raquo; نامیدند؛ زیرا همان گونه که &laquo;بقرالارض&raquo; زمین را شکافت و نهفته های آن را هویدا کرد، او نیز آموزه ها و علوم و حقایق احکام و حکمت ها و لطایف را از گنجینه های نهان آشکار می ساخت&raquo;.\r\n\r\nدستاوردهای درخشان زندگی امام باقر ع) عبارتند از:\r\n\r\nالف) تحکیم مبانی عقیدتی و باورهای دینی جامعه؛\r\n\r\nب) نقد اندیشه های انحرافی و تخطئه باورهای نادرست؛\r\n\r\nج) گسترش فرهنگ فقهی و احکام شریعت؛\r\n\r\nد) تربیت شاگردانی کارآمد در زمینه های گوناگون علمی فقه، کلام، اخلاق و...)؛\r\n\r\nهـ) حفظ تشکیلات شیعی از خطر انهدام؛\r\n\r\nو) ترویج اندیشه های اعتقادی ـ سیاسی شیعه با استفاده از خط مشی تقیه؛\r\n\r\nز) معرفی الگوهای عملی به جامعه در زمینه های گوناگون و.... 1\r\n\r\n1. امام باقر، جلوه امامت در افق دانش، ص22.\r\n\r\nنکته ها\r\nسلام، اسم ذات پاک خداوند است که خود را به این نام ستود و فرمود: &laquo;السَّلامُ المؤمِنُ المُهَیمَن&raquo;. حشر: 23)\r\n\r\nرسول خدا ص) قرار گیرد. پیامبر به جابر بن عبدالله انصاری این گونه بشارت داد: &laquo;ای جابر! تو آن مقدار عمر خواهی کرد که فرزندی از تبار مرا که همنام من و شکل و شمایلش مانند من است، دیدار خواهی کرد. هنگامی که وی را زیارت کردی سلام مرا به او برسان!&raquo;1\r\n\r\n1. نقل از: فروع کافی، باب موله ابی جعفر، ح 2.\r\n\r\n&nbsp;برخی شاگردان امام باقر ع)\r\nابان بن تغلب: او محضر سه امام را درک کرد امام سجاد، امام باقر و امام صادق ع)). امام باقر ع) به او می فرمود: در مسجد مدینه بنشین و برای مردم فتوا بده! من دوست دارم چون تویی میان شیعیان ما باشد. ابان 30 هزار حدیث از امام صادق ع) نقل کرده است. پس از فوتش امام صادق ع) چنین فرمود: &laquo;به خدا! مرگ ابان قلبم را به درد آورد&raquo;.\r\n\r\nمحمد بن مسلم فوت 150ق): وی فقیه و از یاران امام باقر ع) و امام صادق ع) بود که از کوفه به مدینه آمد و چهار سال در محضر امام بود. وی در حقیقت، نماینده این دو امام در کوفه بود.\r\n\r\nزُرارة بن اعین: او قاری، شاعر و ادیب بود و 2 ماه پس از شهادت امام باقر ع)؛ درگذشت. وی در نقل روایت ها دقت بسیاری داشت. ازاین رو، اگر روایتی می گفت، همه می پذیرفتند.\r\n\r\nکمیت بن زید اسدی شهادت 126ق): کمیت، شاعر اهل بیت بود که علاقه ویژه ای به امام باقر ع) داشت. وی در برابر اشعاری که در مدح اهل بیت می گفت، تنها پیراهن امام باقر ع) را هدیه گرفت.\r\n\r\nابوبصیر: اسم اصلی وی لیث بن البختدی بود؛ ولی چون نابینا بود، به او ابوبصیر می گفتند و از خاصان و شاگردان امام باقر ع) و امام صادق ع) بود.\r\n\r\n&nbsp;مصاحبه ای کوتاه با امام باقر ع)1 [در خور رسانه]\r\n1. بفرمایید کمترین حد شناخت خداوند متعال چیست؟\r\n\r\nامام ع): &laquo;کمترین حد شناخت این است که بدانی هیچ چیز مانند او نیست و او همواره عالم، شنوا و بیناست و این صفات برای او ازلی است&raquo;.\r\n\r\n2. شیعیان شما باید به چه کرامت های اخلاقی و فضایل انسانی آراسته باشند؟\r\n\r\nامام ع): &laquo;از ویژگی های لازم شیعیان عبارت است از: تقوای الهی؛ پیروی و فرمانبری از خدا؛ فروتنی؛ خشوع؛ امانتداری؛ بسیار به یاد خدا بودن؛ نماز و روزه؛ نیکی و احسان به پدر و مادر؛ دوستی با همسایگان و کمک به آنها؛ رسیدگی به نیازمندان؛ راستگویی؛ تلاوت قرآن؛ نگاه داشتن زبان از بدگویی مردم&raquo;.\r\n\r\n3. چه تفاوتی میان مسلمان بودن و مؤمن بودن وجود دارد؟\r\n\r\nامام ع): &laquo;ایمان بر 2 پایه استوار است: اقرار و اعتراف به مبانی دین وحدانیت، رسالت پیامبر، معاد) و عمل کردن براساس آموزه های دینی و عقیدتی که به آن اقرار و اعتراف کرده است&raquo;.\r\n\r\n4. محبوب ترین عمل نزد خداوند کریم و عظیم چیست؟\r\n\r\nامام ع): &laquo;عمل نیکی است که انسان بر آن مداومت داشته باشد؛ هرچند آن عمل اندک باشد&raquo;.\r\n\r\n5. با توجه به اینکه به دست آوردن عزت، نیازی فطری برای انسان هاست و از دیگر سو همه انسان ها از خواری بیزارند، پیشنهاد شما برای اینکه به خواری گرفتار نشویم، چیست؟\r\n\r\nامام ع): &laquo;هیچ چشمی از خشیت و ابهت خداوند متعال نمی گرید مگر اینکه خدای تعالی صورت او را از آتش حرام کرده است. اگر قطره ای اشک بر صورت وی جاری شود، بر چهره اش درماندگی و خواری نقش نخواهد بست&raquo;.\r\n\r\n1. برگرفته از: مظفر حاجیان حسین آبادی، شکافنده دانش ها، ص.\r\n\r\n&nbsp;سخن بزرگان\r\n&nbsp;امام خمینی ره)\r\n&laquo;ما مفتخریم &laquo;باقرالعلوم&raquo; که بالاترین شخصیت تاریخ است و کسی جز خداوند تعالی و رسول ص) و ائمه معصومین ع) مقام او را درک نکرده و نتوانند درک کرد، از ما است&raquo;.1\r\n\r\n1. وصیت نامه سیاسی امام خمینی ره)، ص3.\r\n\r\n&nbsp;ابوزهره از بزرگان اهل سنت و از معاصران و شاگردان امام باقر ع))\r\n&laquo;او امام باقر ع)) به دلیل کمال نفسانی و روشنایی روان و قوّت عقل و ادراکش، جایگاهی داشت که خدای تعالی او را با حکمت های بسیار مهم و نافذ به سخن آورد. از او عبارت ها و کلماتی در زمینه اخلاق شخصی و اجتماعی موجود است که اگر مرتب شوند و به نظم درآیند، از او روشی گران بها و جامع در اخلاق پدید خواهد آمد&raquo;.1\r\n\r\n1. به نقل از: بحارالانوار، ج 46، ص 292.\r\n\r\n&nbsp;ابن حجر از مخالفان شیعه)\r\n&laquo;او امام باقر ع)) شکافنده علم است، جامع دانش هاست، برکشنده شمشیر دانش است و برافرازنده علم. روانش پاک و باصفاست، دانش او از منبع زلال و عمل او پاک است...&raquo;.1\r\n\r\n1. به نقل از: ابوزهره، الامام الصادق، ص22.\r\n\r\n&nbsp;ابن سعد صاحب کتاب معروف طبقات و از اهل سنت)\r\n&laquo;محمد بن علی بن الحسین، فردی ثقه و مورد اعتماد و دانشمند در علم و حدیث بود و کسی که از او سخنی نقل کند، سخنش به حجت و دلیل نیاز ندارد&raquo;.1\r\n\r\n1. طبقات، ج 5، ص 324.\r\n\r\nابوحنیفه رئیس یکی از مذاهب اهل سنت و از شاگردان امام باقر ع))\r\n&laquo;در کوفه از نظر دانش و ادب از او بزرگ تر نیست&raquo;.1\r\n\r\n1. به نقل از: ابوزهره، الامام ابوحنیفه، ص 72.\r\n\r\nمحمد بن منکدر از مشایخ تصوف و عرفان و هم عصر امام سجاد ع) و امام باقر ع))\r\n&laquo;تصمیم گرفتم که او را موعظه کنم، ولی او مرا موعظه کرد&raquo;.1\r\n\r\n1. تهذیب التهذیب، ج9، ص 352.\r\n\r\n&nbsp;ابن عنبه\r\n&laquo;او امام باقر ع)) مورد اطمینان و از دانش گسترده و بردباری فراوان بهره مند بود. بزرگواری اش بیش از آن است که به آن اشاره شود&raquo;.1\r\n\r\n1. حبیب الله احمدی، امام باقر ع)، الگوی زندگی، به نقل از: عمدة الطالب، ص 175.\r\n\r\n&nbsp;قتاده از فقهای اهل سنت زمان امام در بصره)\r\nخطاب به امام باقر ع): &laquo;نزد هیچ دانشمندی، مانند تو لرزان نبودم&raquo;.1\r\n\r\n1. به نقل از: فروع کافی، ج 6، صص 256 و 257.\r\n\r\n&nbsp;هشام بن عبدالملک\r\nخطاب به امام باقر ع): &laquo;عرب و عجم و قریش به مثل تو افتخار می کند. بودن کسی مانند تو در میان قریش، موجب بزرگی و برتری قریش بر عرب و عجم است&raquo;.1\r\n\r\n1. به نقل از: دلایل الامة، ص 234؛ بحارالانوار، ج 46، ص 307.\r\n\r\n&nbsp;ابوزرعه\r\n&laquo;سوگند به جان خویش که ابوجعفر ع) از بزرگ ترین دانشمندان است&raquo;.1\r\n&nbsp;متن ادبی\r\n&nbsp;بارش رحمت\r\nمجتبی تونه ای\r\n\r\nطلوع تو بارش رحمت بود، بر دامان انتظار مدینه. خجسته باد نام تو که چون خورشیدی از خانه نبوت و خاندان رسالت تابدیو مدینه جهل را از روشنای روی زیبایت، میهمان همیشه دانایی کردی!\r\n\r\nای خورشید پنجمین در منظومه و رایت ربانی!\r\n\r\nبه فرخندگی میالد مهربان تو بود که آفتاب فقاهت و دین، درخشان تر جلوه گری کرد و شریعت شناسان، از شریعه همیشه جاری دانش خدایی تو تشنگی خویش را فرو نشاندند.\r\n\r\nاز خرمی میلاد توست که اینک هیچ دین پژوهی نیست که بر مائده لطیف &laquo;قال الباقر ع)&raquo;، غذای روح نخورد و از آب گوارای اندیشه ات ننوشد.\r\n\r\nای از خاندان متبرک نور! اینک در عصر &laquo;چرا&raquo;ها و در روزگار &laquo;شبهه &raquo;های ایمانْ سوز، زمزم کلام و پیام الهی توست که در دل و جانِ دین باوران، صفا می پرورد. حضور آفتابی توست که از پس قرن ها بر سرزمین تیره جهل های ما پرتو می افکند و نور می افشاند.\r\n\r\n... ستون های مسجد مدینه و خشت خشتِ حرم آسمانی پیامبر ص)، تا هنوز طنین کلامِ شورآفرین تو را در خود دارند.\r\n\r\n&nbsp;بی نهایت ایمان\r\nمجتبی تونه ای\r\nای بس بزرگ در علم و ای بی نهایت در ایمان و صفا!\r\nمیلاد تو، طلوع شکوهمند راستی بود تا انسان بداند که فضیلت چیست و پاکی کدام است. از دستان دریایی تو بود که مرواریدهای معرفت و بینش محمدی، بر ساحل انتظار مشتاقان می ریخت و دامن دامن گوهر به دوستداران می بخشید. اینک در ضیافت روحانی میلادت، بوستان شکوفای هاشمی را می بینیم که بر بالای بلند صنوبران خویش می نگرد و بر آفرینش نیکوی خداوند آفرین می گوید. باغ سبز مصطفی ع) را صنوبرانی است که هر یک میراث دار سرسبز فضیلتی است:\r\nعلی ع)، تمثال بی مثال عبودیت؛ مجتبی ع)، اسطوره بی جانشین امامت و درایت؛ حسین ع)، زخم دار ازلی مهر خداوندی؛ سجاد ع)، ربنا گوی صادق آستان دوست؛ و اینک باقر ع)، پاسبان آموزه های وحیانی.\r\nای پنجمین نشان شکوهمندی خداوند! میلاد تو در لحظه های شادمان مدینه، پیغام دار راستی و نیکی است و ما دوستدارانِ نامِ تو جان و دل به مهر تو زیبا می کنیم و آواز می دهیم: &laquo;السلام علیک ایها الامام الباقر و رحمة الله و برکاتة&raquo;.\r\n&nbsp;متن ادبی\r\n&nbsp;بارش رحمت\r\nمجتبی تونه ای\r\n\r\nطلوع تو بارش رحمت بود بر دامان انتظار مدینه. خجسته باد نام تو که چون خورشیدی از خانه نبوت و خاندان رسالت تابیدی و مدینه جهل را از روشنایی روی زیبایت، میهمان همیشه دانایی کردی!\r\n\r\nای خورشید پنجمین در منظومه ولایت ربانی!\r\n\r\nبه فرخندگی میلاد مهربان تو بود که آفتاب فقاهت و دین، درخشان تر جلوه گری کرد و شریعت شناسان، از شریعه همیشه جاری دانش خدایی تو تشنگی خویش را فرو نشاندند. از خرمی میلاد توست که اینک هیچ دین پژوهی نیست که بر مائده لطیف &laquo;قال الباقر ع)&raquo;، غذای روح نخورد و از آبِ گوارای اندیشه ات ننوشد. ای از خاندان متبرک نور! اینک در عصر &laquo;چرا&raquo;ها و در روزگار &laquo;شبهه&raquo;های ایمان سوز، زمزم کلام و پیام الهی توست که در دل و جانِ دین باوران، صفا می پرورد. حضور آفتابی توست که از پس قرن ها بر سرزمین تیره جهل های ما پرتو می افکند و نور می افشاند.\r\n\r\n... ستون های مسجد مدینه و خشت خشتِ حرم آسمانی پیامبر ص)، تا هنوز طنین کلامِ شورآفرین تو را در خود دارند.\r\n\r\n&nbsp;بی نهایت ایمان\r\nمجتبی تونه ای\r\nای بس بزرگ در علم و ای بی نهایت در ایمان و صفا!\r\nمیلاد تو، طلوع شکوهمند راستی بود تا انسان بداند که فضیلت چیست و پاکی کدام است. از دستان دریایی تو بود که مرواریدهای معرفت و بینش محمدی، بر ساحل انتظار مشتاقان می ریخت و دامن دامن گوهر به دوستداران می بخشید. اینک در ضیافت روحانی میلادت، بوستان شکوفای هاشمی را می بینم که بر بالای بلند صنوبران خویش می نگرد و بر آفرینش نیکوی خداوند آفرین می گوید. باغ سبز مصطفی ص) را صنوبرانی است که هر یک میراث دار سرسبز فضیلتی است: علی ع)، تمثال بی مثال عبودیت؛ مجتبی ع)، اسطوره بی جانشین امامت و درایت؛ حسین ع)، زخم دار ازلی مهر خداوندی؛ سجاد ع)، ربناگوی صادق آستان دوست؛ و اینک باقر ع)، پاسبان آموزه های وحیانی.\r\nای پنجمین نشان شکوهمندی خداوند! میلاد تو در لحظه های شادمان مدینه پیغام دار راستی و نیکی است و ما دوستدارانِ نام تو جان و دل به مهر تو زیبا می کنیم و آواز می دهیم: &laquo;السلامُ علیک ایها الامامُ الباقر و رحمةُ اللهِ وَ برکاتُه&raquo;.\r\n&nbsp;شعر\r\n&nbsp;فصل لبخند پنجمین خورشید\r\nرضا اسماعیلی\r\nعطر معصوم خدا پیچید در دنیای من\r\nپنجمین خورشید تا گل کرد در شب های من\r\nآیه ای نازل شد از سمت بلوغ آسمان\r\nروشنی پاشید بر آیینه سیمای من\r\nفصل وصل آمد، زمین پر شد ز بوی ناب عشق\r\nجلوه گر شد از مدینه، ماه من، مولای من\r\nعصمتی روشن، تبسم کرد بر روی زمین\r\nحضرت حق گفت: او نوری است با امضای من\r\nوارث بوی بهشت است و خرد میراث اوست\r\nسیب شیرینی است او از شاخه طوبای من\r\nقاف غیرت، بحر حیرت، کهکشان حکمت است\r\nباقر نور است، بشنو از لبش آوای من\r\nفصل لبخند گل پنجم، امام باقر است\r\nپنجمین خورشید، زد لبخند بر دنیای من\r\nتشنه یک جلوه از خورشید سیمای توام\r\nای طلوع پنجمین، ای حجت فردای من شکافنده علوم\r\nسید رضا مؤید\r\n\r\nبا پوزش از مقام تو یا باقربه فتحِ &laquo;ر&raquo; العلوم\r\n\r\nآرم سخن به نام تو یا باقرالعلوم\r\n\r\nگفتا نبی سلام تو یا باقرالعلوم\r\n\r\nوین بس، به احترام تو یا باقرالعلوم\r\n\r\n... سیمای تو که مطلع الانوار سرمدی است\r\n\r\nآیینه کمال و جمال محمدی است\r\n\r\nمِهر فلک پدیده نور سیادتت\r\n\r\nماهِ رجب طلیعه روز ولادتت\r\n\r\nماهی که باب لطف خدا باز می شود\r\n\r\nبا سالروز جشن تو آغاز می شود\r\n\r\nامشب خدا ز روی تو چون پرده برگرفت\r\n\r\nعالَم ز مقدم تو شُکوهِ دگر گرفت\r\n\r\nای در کلامِ حق به مدیحت کلام ها\r\n\r\nاز ما به حضرتت صلوات و سلام ها\r\n\r\n&nbsp;جلوه به نور باقری\r\nمشفق کاشانی\r\n\r\nای لاله باغ آفرینش\r\n\r\nآیینه جان، چراغ بینش\r\n\r\nای نام تو در کتاب هستی\r\n\r\nدیباچه آفتاب هستی\r\n\r\nمهر از تو گرفت گرم خویی\r\n\r\nماه از تو فروغ راه پویی\r\n\r\nگنجینه علم آسمانی\r\n\r\nسرلوحه دفتر معانی\r\n\r\nعلم از تو کمال سروری یافت\r\n\r\nتا جلوه به نور باقری یافت\r\n\r\nدر روشنی کلام و تفسیر\r\n\r\nشد نام بلند تو جهانگیر\r\n\r\nدر پهنه بی کران دانش\r\n\r\nهمپایه و هم عنان دانش\r\n\r\nای رهبر و رهنما و هادی\r\n\r\nخوش پای بدین جهان نمادی\r\n\r\nمیلاد تو، خرمی به جان داد\r\n\r\nجان بر تن مرده جهان داد\r\n\r\n&nbsp;آورده اند که...\r\nقدبلند بود و چهارشانه. موهایش کمی مجعد و صورتش گندمگون بود. روی گونه اش هم خیال سیاهی داشت. قدم هایش را صاف و بلند برمی داشت. راه که می رفت، همه به او خیره می شدند. همیشه لباس های تمیز و نو می پوشید، به گونه ای که گاهی کسی از او می پرسید: &laquo;جد شما لباس کهنه و کم ارزش می پوشید، چرا شما همیشه لباس فاخر می پوشی؟&raquo; آنگاه امام با همان ابهتش، با طمأنینه و آرامش پاسخ می داد: &laquo;تقوای جدم و فرمانداری آن زمان که تعداد محرومان، فقرا و تهیدستان بسیار بودند، آن گونه اقتضا می کرد، ولی اگر من آن گونه لباس بپوشم، در این انقلاب افکار نمی توانم آ موزه های دین را اجرا و احیا کنم&raquo;.\r\n\r\nپرسید: شما چطور ادعا می کنید که اهل بهشت می خورند و می آشامند، ولی فضولات ندارند و امام پاسخ داد: &laquo;شاهد بر این مدعا جنین است در شکم مادرش که می خورد، اما فضولات ندارد.&raquo; دوباره پرسید: چطور ادعا می کنید که میوه های بهشتی همیشه تازه است و هیچ گاه تمامی ندارد؟ امام در پاسخ فرمود: &laquo;میوه های بهشتی، مانند تورات، انجیل، زبور و قرآن ماست که هرچه از آن توشه برمی گیرند، تمام نمی شود و همیشه تازه است یا مانند چراغی است که اگر صدهزار چراغ دیگر از آن بیفروزند، کم نمی شود&raquo;.\r\n\r\nعالم نصاری که دیگر پرسشی نداشت، نام امام را پرسید و همان جا مسلمان شد.\r\n\r\nرفته بودند به دیدار امام. وارد خانه که شدند، دیدند پسر امام به شدت بیمار است. امام نیز از ناراحتی بیقرار و چهره اش گرفته بود. دست و پایشان را گم کردند، نمی دانستند اگر اتفاقی برای پسر امام بیفتد، امام که بر بستر او این همه بی تابی می کند، چه واکنشی خواهد داشت و آنها چه باید بکنند. چیزی نگذشت که صدای شیون و زاری بلند شد. اتفاقی که نگرانش بودند، افتاد و حالا آنها منتظر روبه رو شدن با امام بودند. ناگهان در باز شد و امام با چهره ای گشاده و غرق در آرامش وارد اتاق شد. از دیدن حالت امام شگفت زده شدند و گفتند: &laquo;فدایت شویم! آن قدر بی قرار بودید که ما ترسیدیم اگر پسرتان فوت کند، برخورد ناراحت کننده ای از شما ببینیم.&raquo; حضرت فرمود: &laquo;ما هم دلمان می خواهد کسانی که دوستشان داریم، سالم بمانند و بهبود یابند، ولی وقتی فرمان خدا جاری می شود، به آنچه او دوست دارد، گردن می نهیم&raquo;.\r\n\r\nمرد نصرانی با تعبیری توهین آمیز نام امام را پرسید. امام فرمود: &laquo;من باقرم.&raquo; مرد که دید توهین به امام، او را عصبانی نکرد، گفت: &laquo;تو فرزند آشپزی؟&raquo; امام باز هم با خونسردی پاسخ داد: &laquo;آشپزی حرفه مادرم بود.&raquo; مرد این بار با بی شرمی بسیار گفت: &laquo;تو پسر آن زن سیاه چرده زنگی بداخلاقی؟&raquo; امام فرمود: &laquo;اگر تو راست می گویی، خداوند او را بیامرزد و اگر تو دروغ می گویی، خداوند تو را بیامرزد!&raquo; مرد کم آورد. دیگر نتوانست چیزی بگوید و فقط مات و مبهوت به امام نگریست. با این رفتار امام باقر ع) مرد بی ادب نصرانی تحت تأثیر قرار گرفت و مسلمان شد.1\r\n\r\nجابر بن عبدالله انصاری به محضر امام باقر ع) شرفیاب شد. پیرمردی ضعیف و ناتوان شده بود. امام حالش را جویا شد. وی گفت: اکنون در حالی هستم که پیری را از جوانی، بیماری را از سلامت و مرگ را از زنده بودن بهتر می خواهم. امام باقر ع) فرمود: &laquo;ولی من اگر خداوند پیرم کند، پیری را می خواهم و اگر جوان، جوانی را. اگر بیمار شوم، بیماری را و اگر خدا شفایم دهد، شفا و سلامت را می خواهم. اگر خدا بمیراندم، مرگ را و اگر زنده نگه دارد، زندگی را می خواهم.&raquo; همین که جابر این سخن را شنید، صورت آن حضرت را بوسید و گفت: پیامبر ص) درست فرمود که تو زنده می مانی تا یکی از فرزندان من را ببینی که نام او &laquo;باقر&raquo; است.2\r\n\r\n1. نک: نشریه همشهری جوان، حسنا مرادی و علی همایی نژاد، داستانک های شماره 147، 192 و 199.\r\n\r\n2. حمیدرضا کفاش، 57 درس زندگی از سیره عملی حضرت امام محمدباقر ع)، صص 19 و 20، به نقل از: جامع السعادات، ج 2، ص 202.\r\n","content_html":"<p><span style=\"font-size:14px;\">دانش؛ ملاک ارزش<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"> «خداوند با همین دانش است که گروهی را بر دیگران برتری بخشیده و در طریق ارزش ها، پیشوایشان قرار داده است تا مردم در رفتار خود به آنان اقتدا کنند».1<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">جایگاه بلند دانش<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"> «دانشمندی که با دانش خود به جامعه سود رساند، از هفتاد هزار عابد برتر است».2<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"> «به خدا سوگند! مرگ یک دانشمند، برای ابلیس، از مرگ هفتاد عابد دوست داشتنی تر است».3<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">ممنوعیت استفاده نادرست از دانش<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"> «کسی که به تحصیل دانش روی آورد، به آن انگیزه که در پرتو علم خویش، بر اهل دانش فخر فروشد یا با سست اندیشان ساده لوح، به جدل و ستیز پردازد یا مردم را متوجه و شیفته خود سازد، جایش در آتش است. همانا ریاست تنها شایسته صالحان است».4<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">لزوم دقت در گزینش استاد<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"> «در محضر امام باقر ع) این آیه از قرآن مطرح شد؛ «فلینظر الانسان الی طعامه؛ انسان باید به غذای خویش با دقت و تأمل بنگرد و بیندیشد». عبس: 24)<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">شخصی از آن حضرت پرسید: منظور از غذا چیست؟ امام باقر ع) فرمود: «منظور از غذا، همان علمی است که می آموزد و انسان باید توجه کند که آن را از چه کسی فرامی گیرد».5<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">لزوم پیوستگی علم و عمل<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"> «عمل بدون شناخت، پذیرفتنی نیست و شناخت، بدون عمل نیز بی ارزش و اعتبار است».6<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">تحصیل دانش؛ عبادت و جهادی بزرگ<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"> «دانش را فراگیرید؛ زیرا تحصیل دانش؛ حسنه و طلب علم؛ عبادت و گفت وگو درباره مسائل علمی؛ تسبیح و کوشش برای کسب معرفت؛ جهاد و تعلیم و آموزش آن به دیگران؛ صدقه و قرار دادن آن در اختیار شایستگان؛ مایه تقرب به خداست».7<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">1. احمد ترابی، امام باقر ع)، جلوه امامت در افق دانش، به نقل از: علی محمدعلی، «ائمتنا»، دخیل، بیروت، 1\/363.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">2. اصول کافی، ج1، باب صفة العلم، ح8.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">3. تذکرة الخواص، ص 304.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">4. اصول کافی، ج 1، ص47، باب المستأکل بعلمه و المباهی به، ح 6.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">5. اصول کافی، ج 2، ص 63، کتاب فضل العلم، باب النوادر، ح 8.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">6. تحف العقول، ص215.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">7. به نقل از: علی محمدعلی، ائمتنا، دخیل، ج1، ص 363.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"> اشاره<br \/>\n ورودیه<br \/>\nمحمدکاظم بدرالدین<br \/>\nنام: محمد<br \/>\nلقب: باقرالعلوم، شاکر، هادی، امین، شبیه به جهت شباهتش به رسول خدا ص)).<br \/>\nکنیه: اباجعفر.<br \/>\nپدر و مادر: امام سجاد ع) و فاطمه بنت الحسن ع). امام باقر ع)، هم از طرف پدر و هم از جانب مادر به بنی هاشم منسوب است.<br \/>\nزمان و مکان ولادت: اول رجب یا سوم صفر سال 57 هجری در مدینه.<br \/>\nدوران زندگی:<br \/>\nالف) 3 سال و 6 ماه و 10 روز با جدش امام حسین ع)؛<br \/>\nب) 34 سال و 15 روز با پدرش امام سجاد ع)؛<br \/>\nج) 19 سال و 10 ماه و 12 روز مدت امامت.<br \/>\nآغاز امامت: سال 95 هجری، در 38 سالگی.<br \/>\nطاغوت های معاصر: ولید بن عبدالملک، سلیمان بن عبدالملک، عمر بن عبدالعزیز، یزید بن عبدالملک، هشام بن عبدالملک.<br \/>\nزمان و مکان شهادت: آن حضرت در روز دوشنبه، هفتم ذی الحجه سال 114 در 57 سالگی به دستور هشام بن عبدالملک مسموم شد و در مدینه به شهادت رسید.<br \/>\nمحل خاک سپاری: قبرستان بقیع در مدینه.<br \/>\n گفتار مجری<br \/>\nـ امام سجاد ع)؛ با دختر عموی خود، فاطمه بنت الحسن ع) ازدواج کرد. نتیجه این پیوند مقدس، حضرت باقرالعلوم ع) است.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">ـ امام باقر ع) نسبی پاک و ممتاز دارد؛ مادر ایشان از تبار امام حسن ع) و پدرشان از تبار امام حسین ع) است.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">ـ امام باقر ع) را «ابنُ الْخِیرَتَین» و «عَلَوِی بَینَ عَلَوِیین» می نامند؛1 زیرا نخستین امامی است که هم از طرف مادر و هم از طرف پدر به حضرت علی ع) و حضرت زهرا س) منتسب می شود.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">ـ مادر امام باقر ع) کنیه هایی داشت از جمله ام الحسن و ام عبده، ولی مشهورترین آنها، ام عبدالله است.2<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">ـ مادر پنجمین پیشوای شیعیان، مقامی بس مهم و والا داشت، به گونه ای که امام صادق ع) درباره وی می فرماید: «کانَتْ صِدّیقَةً لَمْ یدْرَک فی آلِ الحَسَنِ مِثْلُها؛ او راستگو و صدیقه ای بود که در میان خاندان امام حسن ع) مانند نداشت».3<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">ـ مادر امام محمدباقر ع) را «مستجاب الدعوه» خوانده اند.4 این زن پاک و بی بدیل، در رشد معنوی و طهارت و پرهیزکاری، به مقام «ولایت الله» دست یافت، به گونه ای که در نظام هستی اثرگذار شد و با اذن خداوند، صاحب کرامت گردید.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">امام باقر ع) در این باره می فرماید: «روزی مادرم کنار دیواری نشسته بود. ناگهان دیوار ریزش کرد و در معرض ویرانی قرار گرفت. مادرم دست بر سینه دیوار گذاشت و گفت: به حق مصطفی ص) سوگند! اجازه فروریختن نداری. دیوار بر جای خود فروماند. مادرم به کناری رفت و سپس دیوار فرو ریخت».5<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">ـ مادر امام باقر ع) در واقعه کربلا حضور داشت و در میان اسیران، روزهای سخت اسارت را سپری کرد.6<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">1. سیدعلی حسینی قمی، کرامات و مقامات عرفانی امام محمدباقر ع)، ص 17.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">2. احمد ترابی، امام باقر ع) جلوه امامت در افق دانش، ص 17.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">3. دکتر علی قائمی، در مکتب فجر دانش ها، صص 27 و 28.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">4. همان، ص 28.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">5. بحارالانوار، ج 46، ص 217.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">6. در مکتب فجر دانش، ص 28.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"> گفتار مجری<br \/>\n نقش فعال فرهنگ در نظام سیاسی ـ اجتماعی<br \/>\nهرگاه زمینه ای برای ایجاد تحول فرهنگی در جامعه فراهم باشد، به قیام و جنگ و درگیری نیازی نیست؛ زیرا تحول فکری، اساس بنیادین هر تحول مثبت اجتماعی است و با تصحیح افکار و اندیشه ها، به هنجار شدن نظام سیاسی و اجتماعی امری حتمی و ناگزیر است. در عصر امام باقر ع)، هم اندیشه های بیگانه به حوزه های مباحث علمی و کلامی نفوذ یافته بود و هم حاکمیت طولانی مدت فرمانروایان ناشایست بر جهان اسلام، پایه های علمی و معنوی جامعه را سست کرده بود. امام باقر ع) از اوضاع بی سامان حاکمان، به منظور تسخیر پایگاه فرهنگی جامعه بهره برد. به بیان دیگر «تسخیر فضای فرهنگی جامعه»، عمده ترین خط مشی سیاسی ـ اجتماعی امام باقر ع) به شمار می رود.1<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">1. نک: احمد ترابی، امام باقر ع) جلوه امامت در افق دانش، به تحقیق: گروه تاریخ اسلام، فصل سوم، ص.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"> امام باقر ع)، از پایه گذاران توسعه فرهنگی<br \/>\nخطرآفرین ترین بحران در زمان امام باقر ع)، بحران فرهنگی است. آشکار شدن بدعت ها و انتشار احادیث ساختگی و مخدوش کردن چهره عترت آل رسول الله ص) و ترویج فرهنگ تباهی، بحران فرهنگی بود.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">امام باقر ع) با برپایی حوزه های فقه و فرهنگ و تربیت شاگردان، با این تشکل نادرست، به مقابله برخاست. همچنین، راه اندازی مدارس علمی در زمان امام باقر ع) در مدینه، کوفه، قم، ری و خراسان، از محورهای شکوفایی فرهنگی به شمار می رود. در این مدارس، ده ها نفر از فرزانگان، از دانش پیامبران و امامان معصوم ع) بهره ها بردند. و هزاران حدیث از احادیث رسول خدا ص) به نقل از آن امام بر زبان ها جاری شد.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">ازاین رو، می توان گفت امام باقر ع) از پایه گذاران توسعه فرهنگی فقه و آموزه های شیعه است.1<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">1. حبیب الله احمدی، امام باقر ع) الگوی زندگی، صص 147 ـ 219.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"> تخصص پروری امام در آموزش<br \/>\nدرباره تعداد شاگردان امام باقر ع)، اطلاعات دقیقی در دست نیست. شیخ طوسی در کتاب رجال خود از 462 نفر به عنوان شاگردان آن حضرت یاد می کند.1 مطلب دیگری که در کتاب های معتبر به آن اشاره شده، این است که شاگردان آن حضرت چند دسته بوده اند: برخی در جلسه های عمومی درس حضرت شرکت داشتند؛ گروهی به خانه امام می آمدند و از او کسب فیض می کردند و دسته سوم حواریون امام بودند که همواره در کنار امام به کسب آموزه های الهی می پرداختند.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">امام باقر ع) همواره استعداد و توانایی شاگردان خود را بررسی می کرد تا هر یک را در رشته ای که با ذوق و قریحه او سازگار بود، پرورش دهد. آن حضرت برخی شاگردانش را به آموختن تفسیر تشویق می کرد و برخی را در زمینه بحث و کلام، برخی را در حدیث و برخی دیگر را در فقه پرورش می داد. این امر نشانه اندیشه تخصص پروری امام است».2<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">1. حمیدرضا کفاش، 57 درس زندگی از سیره عملی حضرت امام محمدباقر ع)، ص32.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">2. در مکتب فجر دانش، ص 406.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">امام؛ دانشی بی پایان<br \/>\nدانشی که امامان معصوم ع) از آن بهره مند هستند، دو ویژگی مهم دارد. گستردگی بی پایان و ژرفای وصف ناشدنی آن و زلال و شفاف بودن آن چون دانش امامان از پیشگاه خداوند آگاه است، زلال و بی غبار و بدون هرگونه ابهام است).<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">امام پنجم شیعیان، صاحب لقب زیبای شکافنده دانش، این گونه از دانش خویش پرده برمی دارد:<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">«ما خزینه های دانش خدا و وارثان وحی خدا و حاملان کتاب خدا هستیم».1<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">ـ «ما معدن نبوت و پیامبری و محل رسالت می باشیم».2<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">ـ «خدای بلند مرتبه، از زلال ترین دانش خویش و اسرار پنهانی خویش ما را، [فقط ما را] بهره مند ساخته است».3<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">عمق دانش بی کران باقرالعلوم ع) به اندازه ای است که فرمود: «من کسی را نمی یابم که ظرفیت تحمل دانش مرا داشته باشد تا دانش خود را در اختیار وی گذارم».4<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">پنجمین پیشوای شیعیان، امام باقر ع) چنین می فرماید: «اگر فرد توانمندی می یافتم، تمام توحید و اسلام و دین و فروعات شرایع را از «صَمَدْ» [منظور صفت بی نیازی خداوند است] تفسیر می کردم، ولی افسوس امیرالمؤمنین ع)، جد من نیز کسی را نیافت تا دانش خویش را در اختیارش نهد».5<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">1. مناقب، ج 4، ص 223.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">2. فرائد السمطین، ص 253، ح 523.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">3. بحارالانوار، ج 46، ص 307.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">4. حبیب الله احمدی، امام باقر ع)، الگوی زندگی، ص 46.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">5. به نقل از: بحارالانوار، ج 3، ص 225.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">گفتار مجری<br \/>\nامام پنجم، به «باقر» شهرت داشت؛ علم را می شکافت و اهل آن را می شناخت و شاخه های علم را گسترش می داد. ابن حجر می گوید: «او را «باقر» نامیدند؛ زیرا همان گونه که «بقرالارض» زمین را شکافت و نهفته های آن را هویدا کرد، او نیز آموزه ها و علوم و حقایق احکام و حکمت ها و لطایف را از گنجینه های نهان آشکار می ساخت».<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">دستاوردهای درخشان زندگی امام باقر ع) عبارتند از:<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">الف) تحکیم مبانی عقیدتی و باورهای دینی جامعه؛<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">ب) نقد اندیشه های انحرافی و تخطئه باورهای نادرست؛<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">ج) گسترش فرهنگ فقهی و احکام شریعت؛<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">د) تربیت شاگردانی کارآمد در زمینه های گوناگون علمی فقه، کلام، اخلاق و...)؛<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">هـ) حفظ تشکیلات شیعی از خطر انهدام؛<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">و) ترویج اندیشه های اعتقادی ـ سیاسی شیعه با استفاده از خط مشی تقیه؛<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">ز) معرفی الگوهای عملی به جامعه در زمینه های گوناگون و.... 1<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">1. امام باقر، جلوه امامت در افق دانش، ص22.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">نکته ها<br \/>\nسلام، اسم ذات پاک خداوند است که خود را به این نام ستود و فرمود: «السَّلامُ المؤمِنُ المُهَیمَن». حشر: 23)<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">رسول خدا ص) قرار گیرد. پیامبر به جابر بن عبدالله انصاری این گونه بشارت داد: «ای جابر! تو آن مقدار عمر خواهی کرد که فرزندی از تبار مرا که همنام من و شکل و شمایلش مانند من است، دیدار خواهی کرد. هنگامی که وی را زیارت کردی سلام مرا به او برسان!»1<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">1. نقل از: فروع کافی، باب موله ابی جعفر، ح 2.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"> برخی شاگردان امام باقر ع)<br \/>\nابان بن تغلب: او محضر سه امام را درک کرد امام سجاد، امام باقر و امام صادق ع)). امام باقر ع) به او می فرمود: در مسجد مدینه بنشین و برای مردم فتوا بده! من دوست دارم چون تویی میان شیعیان ما باشد. ابان 30 هزار حدیث از امام صادق ع) نقل کرده است. پس از فوتش امام صادق ع) چنین فرمود: «به خدا! مرگ ابان قلبم را به درد آورد».<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">محمد بن مسلم فوت 150ق): وی فقیه و از یاران امام باقر ع) و امام صادق ع) بود که از کوفه به مدینه آمد و چهار سال در محضر امام بود. وی در حقیقت، نماینده این دو امام در کوفه بود.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">زُرارة بن اعین: او قاری، شاعر و ادیب بود و 2 ماه پس از شهادت امام باقر ع)؛ درگذشت. وی در نقل روایت ها دقت بسیاری داشت. ازاین رو، اگر روایتی می گفت، همه می پذیرفتند.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">کمیت بن زید اسدی شهادت 126ق): کمیت، شاعر اهل بیت بود که علاقه ویژه ای به امام باقر ع) داشت. وی در برابر اشعاری که در مدح اهل بیت می گفت، تنها پیراهن امام باقر ع) را هدیه گرفت.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">ابوبصیر: اسم اصلی وی لیث بن البختدی بود؛ ولی چون نابینا بود، به او ابوبصیر می گفتند و از خاصان و شاگردان امام باقر ع) و امام صادق ع) بود.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"> مصاحبه ای کوتاه با امام باقر ع)1 [در خور رسانه]<br \/>\n1. بفرمایید کمترین حد شناخت خداوند متعال چیست؟<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">امام ع): «کمترین حد شناخت این است که بدانی هیچ چیز مانند او نیست و او همواره عالم، شنوا و بیناست و این صفات برای او ازلی است».<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">2. شیعیان شما باید به چه کرامت های اخلاقی و فضایل انسانی آراسته باشند؟<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">امام ع): «از ویژگی های لازم شیعیان عبارت است از: تقوای الهی؛ پیروی و فرمانبری از خدا؛ فروتنی؛ خشوع؛ امانتداری؛ بسیار به یاد خدا بودن؛ نماز و روزه؛ نیکی و احسان به پدر و مادر؛ دوستی با همسایگان و کمک به آنها؛ رسیدگی به نیازمندان؛ راستگویی؛ تلاوت قرآن؛ نگاه داشتن زبان از بدگویی مردم».<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">3. چه تفاوتی میان مسلمان بودن و مؤمن بودن وجود دارد؟<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">امام ع): «ایمان بر 2 پایه استوار است: اقرار و اعتراف به مبانی دین وحدانیت، رسالت پیامبر، معاد) و عمل کردن براساس آموزه های دینی و عقیدتی که به آن اقرار و اعتراف کرده است».<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">4. محبوب ترین عمل نزد خداوند کریم و عظیم چیست؟<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">امام ع): «عمل نیکی است که انسان بر آن مداومت داشته باشد؛ هرچند آن عمل اندک باشد».<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">5. با توجه به اینکه به دست آوردن عزت، نیازی فطری برای انسان هاست و از دیگر سو همه انسان ها از خواری بیزارند، پیشنهاد شما برای اینکه به خواری گرفتار نشویم، چیست؟<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">امام ع): «هیچ چشمی از خشیت و ابهت خداوند متعال نمی گرید مگر اینکه خدای تعالی صورت او را از آتش حرام کرده است. اگر قطره ای اشک بر صورت وی جاری شود، بر چهره اش درماندگی و خواری نقش نخواهد بست».<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">1. برگرفته از: مظفر حاجیان حسین آبادی، شکافنده دانش ها، ص.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"> سخن بزرگان<br \/>\n امام خمینی ره)<br \/>\n«ما مفتخریم «باقرالعلوم» که بالاترین شخصیت تاریخ است و کسی جز خداوند تعالی و رسول ص) و ائمه معصومین ع) مقام او را درک نکرده و نتوانند درک کرد، از ما است».1<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">1. وصیت نامه سیاسی امام خمینی ره)، ص3.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"> ابوزهره از بزرگان اهل سنت و از معاصران و شاگردان امام باقر ع))<br \/>\n«او امام باقر ع)) به دلیل کمال نفسانی و روشنایی روان و قوّت عقل و ادراکش، جایگاهی داشت که خدای تعالی او را با حکمت های بسیار مهم و نافذ به سخن آورد. از او عبارت ها و کلماتی در زمینه اخلاق شخصی و اجتماعی موجود است که اگر مرتب شوند و به نظم درآیند، از او روشی گران بها و جامع در اخلاق پدید خواهد آمد».1<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">1. به نقل از: بحارالانوار، ج 46، ص 292.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"> ابن حجر از مخالفان شیعه)<br \/>\n«او امام باقر ع)) شکافنده علم است، جامع دانش هاست، برکشنده شمشیر دانش است و برافرازنده علم. روانش پاک و باصفاست، دانش او از منبع زلال و عمل او پاک است...».1<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">1. به نقل از: ابوزهره، الامام الصادق، ص22.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"> ابن سعد صاحب کتاب معروف طبقات و از اهل سنت)<br \/>\n«محمد بن علی بن الحسین، فردی ثقه و مورد اعتماد و دانشمند در علم و حدیث بود و کسی که از او سخنی نقل کند، سخنش به حجت و دلیل نیاز ندارد».1<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">1. طبقات، ج 5، ص 324.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">ابوحنیفه رئیس یکی از مذاهب اهل سنت و از شاگردان امام باقر ع))<br \/>\n«در کوفه از نظر دانش و ادب از او بزرگ تر نیست».1<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">1. به نقل از: ابوزهره، الامام ابوحنیفه، ص 72.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">محمد بن منکدر از مشایخ تصوف و عرفان و هم عصر امام سجاد ع) و امام باقر ع))<br \/>\n«تصمیم گرفتم که او را موعظه کنم، ولی او مرا موعظه کرد».1<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">1. تهذیب التهذیب، ج9، ص 352.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"> ابن عنبه<br \/>\n«او امام باقر ع)) مورد اطمینان و از دانش گسترده و بردباری فراوان بهره مند بود. بزرگواری اش بیش از آن است که به آن اشاره شود».1<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">1. حبیب الله احمدی، امام باقر ع)، الگوی زندگی، به نقل از: عمدة الطالب، ص 175.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"> قتاده از فقهای اهل سنت زمان امام در بصره)<br \/>\nخطاب به امام باقر ع): «نزد هیچ دانشمندی، مانند تو لرزان نبودم».1<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">1. به نقل از: فروع کافی، ج 6، صص 256 و 257.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"> هشام بن عبدالملک<br \/>\nخطاب به امام باقر ع): «عرب و عجم و قریش به مثل تو افتخار می کند. بودن کسی مانند تو در میان قریش، موجب بزرگی و برتری قریش بر عرب و عجم است».1<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">1. به نقل از: دلایل الامة، ص 234؛ بحارالانوار، ج 46، ص 307.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"> ابوزرعه<br \/>\n«سوگند به جان خویش که ابوجعفر ع) از بزرگ ترین دانشمندان است».1<br \/>\n متن ادبی<br \/>\n بارش رحمت<br \/>\nمجتبی تونه ای<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">طلوع تو بارش رحمت بود، بر دامان انتظار مدینه. خجسته باد نام تو که چون خورشیدی از خانه نبوت و خاندان رسالت تابدیو مدینه جهل را از روشنای روی زیبایت، میهمان همیشه دانایی کردی!<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">ای خورشید پنجمین در منظومه و رایت ربانی!<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">به فرخندگی میالد مهربان تو بود که آفتاب فقاهت و دین، درخشان تر جلوه گری کرد و شریعت شناسان، از شریعه همیشه جاری دانش خدایی تو تشنگی خویش را فرو نشاندند.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">از خرمی میلاد توست که اینک هیچ دین پژوهی نیست که بر مائده لطیف «قال الباقر ع)»، غذای روح نخورد و از آب گوارای اندیشه ات ننوشد.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">ای از خاندان متبرک نور! اینک در عصر «چرا»ها و در روزگار «شبهه »های ایمانْ سوز، زمزم کلام و پیام الهی توست که در دل و جانِ دین باوران، صفا می پرورد. حضور آفتابی توست که از پس قرن ها بر سرزمین تیره جهل های ما پرتو می افکند و نور می افشاند.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">... ستون های مسجد مدینه و خشت خشتِ حرم آسمانی پیامبر ص)، تا هنوز طنین کلامِ شورآفرین تو را در خود دارند.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"> بی نهایت ایمان<br \/>\nمجتبی تونه ای<br \/>\nای بس بزرگ در علم و ای بی نهایت در ایمان و صفا!<br \/>\nمیلاد تو، طلوع شکوهمند راستی بود تا انسان بداند که فضیلت چیست و پاکی کدام است. از دستان دریایی تو بود که مرواریدهای معرفت و بینش محمدی، بر ساحل انتظار مشتاقان می ریخت و دامن دامن گوهر به دوستداران می بخشید. اینک در ضیافت روحانی میلادت، بوستان شکوفای هاشمی را می بینیم که بر بالای بلند صنوبران خویش می نگرد و بر آفرینش نیکوی خداوند آفرین می گوید. باغ سبز مصطفی ع) را صنوبرانی است که هر یک میراث دار سرسبز فضیلتی است:<br \/>\nعلی ع)، تمثال بی مثال عبودیت؛ مجتبی ع)، اسطوره بی جانشین امامت و درایت؛ حسین ع)، زخم دار ازلی مهر خداوندی؛ سجاد ع)، ربنا گوی صادق آستان دوست؛ و اینک باقر ع)، پاسبان آموزه های وحیانی.<br \/>\nای پنجمین نشان شکوهمندی خداوند! میلاد تو در لحظه های شادمان مدینه، پیغام دار راستی و نیکی است و ما دوستدارانِ نامِ تو جان و دل به مهر تو زیبا می کنیم و آواز می دهیم: «السلام علیک ایها الامام الباقر و رحمة الله و برکاتة».<br \/>\n متن ادبی<br \/>\n بارش رحمت<br \/>\nمجتبی تونه ای<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">طلوع تو بارش رحمت بود بر دامان انتظار مدینه. خجسته باد نام تو که چون خورشیدی از خانه نبوت و خاندان رسالت تابیدی و مدینه جهل را از روشنایی روی زیبایت، میهمان همیشه دانایی کردی!<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">ای خورشید پنجمین در منظومه ولایت ربانی!<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">به فرخندگی میلاد مهربان تو بود که آفتاب فقاهت و دین، درخشان تر جلوه گری کرد و شریعت شناسان، از شریعه همیشه جاری دانش خدایی تو تشنگی خویش را فرو نشاندند. از خرمی میلاد توست که اینک هیچ دین پژوهی نیست که بر مائده لطیف «قال الباقر ع)»، غذای روح نخورد و از آبِ گوارای اندیشه ات ننوشد. ای از خاندان متبرک نور! اینک در عصر «چرا»ها و در روزگار «شبهه»های ایمان سوز، زمزم کلام و پیام الهی توست که در دل و جانِ دین باوران، صفا می پرورد. حضور آفتابی توست که از پس قرن ها بر سرزمین تیره جهل های ما پرتو می افکند و نور می افشاند.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">... ستون های مسجد مدینه و خشت خشتِ حرم آسمانی پیامبر ص)، تا هنوز طنین کلامِ شورآفرین تو را در خود دارند.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"> بی نهایت ایمان<br \/>\nمجتبی تونه ای<br \/>\nای بس بزرگ در علم و ای بی نهایت در ایمان و صفا!<br \/>\nمیلاد تو، طلوع شکوهمند راستی بود تا انسان بداند که فضیلت چیست و پاکی کدام است. از دستان دریایی تو بود که مرواریدهای معرفت و بینش محمدی، بر ساحل انتظار مشتاقان می ریخت و دامن دامن گوهر به دوستداران می بخشید. اینک در ضیافت روحانی میلادت، بوستان شکوفای هاشمی را می بینم که بر بالای بلند صنوبران خویش می نگرد و بر آفرینش نیکوی خداوند آفرین می گوید. باغ سبز مصطفی ص) را صنوبرانی است که هر یک میراث دار سرسبز فضیلتی است: علی ع)، تمثال بی مثال عبودیت؛ مجتبی ع)، اسطوره بی جانشین امامت و درایت؛ حسین ع)، زخم دار ازلی مهر خداوندی؛ سجاد ع)، ربناگوی صادق آستان دوست؛ و اینک باقر ع)، پاسبان آموزه های وحیانی.<br \/>\nای پنجمین نشان شکوهمندی خداوند! میلاد تو در لحظه های شادمان مدینه پیغام دار راستی و نیکی است و ما دوستدارانِ نام تو جان و دل به مهر تو زیبا می کنیم و آواز می دهیم: «السلامُ علیک ایها الامامُ الباقر و رحمةُ اللهِ وَ برکاتُه».<br \/>\n شعر<br \/>\n فصل لبخند پنجمین خورشید<br \/>\nرضا اسماعیلی<br \/>\nعطر معصوم خدا پیچید در دنیای من<br \/>\nپنجمین خورشید تا گل کرد در شب های من<br \/>\nآیه ای نازل شد از سمت بلوغ آسمان<br \/>\nروشنی پاشید بر آیینه سیمای من<br \/>\nفصل وصل آمد، زمین پر شد ز بوی ناب عشق<br \/>\nجلوه گر شد از مدینه، ماه من، مولای من<br \/>\nعصمتی روشن، تبسم کرد بر روی زمین<br \/>\nحضرت حق گفت: او نوری است با امضای من<br \/>\nوارث بوی بهشت است و خرد میراث اوست<br \/>\nسیب شیرینی است او از شاخه طوبای من<br \/>\nقاف غیرت، بحر حیرت، کهکشان حکمت است<br \/>\nباقر نور است، بشنو از لبش آوای من<br \/>\nفصل لبخند گل پنجم، امام باقر است<br \/>\nپنجمین خورشید، زد لبخند بر دنیای من<br \/>\nتشنه یک جلوه از خورشید سیمای توام<br \/>\nای طلوع پنجمین، ای حجت فردای من شکافنده علوم<br \/>\nسید رضا مؤید<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">با پوزش از مقام تو یا باقربه فتحِ «ر» العلوم<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">آرم سخن به نام تو یا باقرالعلوم<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">گفتا نبی سلام تو یا باقرالعلوم<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">وین بس، به احترام تو یا باقرالعلوم<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">... سیمای تو که مطلع الانوار سرمدی است<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">آیینه کمال و جمال محمدی است<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">مِهر فلک پدیده نور سیادتت<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">ماهِ رجب طلیعه روز ولادتت<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">ماهی که باب لطف خدا باز می شود<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">با سالروز جشن تو آغاز می شود<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">امشب خدا ز روی تو چون پرده برگرفت<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">عالَم ز مقدم تو شُکوهِ دگر گرفت<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">ای در کلامِ حق به مدیحت کلام ها<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">از ما به حضرتت صلوات و سلام ها<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"> جلوه به نور باقری<br \/>\nمشفق کاشانی<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">ای لاله باغ آفرینش<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">آیینه جان، چراغ بینش<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">ای نام تو در کتاب هستی<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">دیباچه آفتاب هستی<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">مهر از تو گرفت گرم خویی<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">ماه از تو فروغ راه پویی<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">گنجینه علم آسمانی<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">سرلوحه دفتر معانی<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">علم از تو کمال سروری یافت<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">تا جلوه به نور باقری یافت<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">در روشنی کلام و تفسیر<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">شد نام بلند تو جهانگیر<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">در پهنه بی کران دانش<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">همپایه و هم عنان دانش<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">ای رهبر و رهنما و هادی<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">خوش پای بدین جهان نمادی<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">میلاد تو، خرمی به جان داد<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">جان بر تن مرده جهان داد<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"> آورده اند که...<br \/>\nقدبلند بود و چهارشانه. موهایش کمی مجعد و صورتش گندمگون بود. روی گونه اش هم خیال سیاهی داشت. قدم هایش را صاف و بلند برمی داشت. راه که می رفت، همه به او خیره می شدند. همیشه لباس های تمیز و نو می پوشید، به گونه ای که گاهی کسی از او می پرسید: «جد شما لباس کهنه و کم ارزش می پوشید، چرا شما همیشه لباس فاخر می پوشی؟» آنگاه امام با همان ابهتش، با طمأنینه و آرامش پاسخ می داد: «تقوای جدم و فرمانداری آن زمان که تعداد محرومان، فقرا و تهیدستان بسیار بودند، آن گونه اقتضا می کرد، ولی اگر من آن گونه لباس بپوشم، در این انقلاب افکار نمی توانم آ موزه های دین را اجرا و احیا کنم».<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">پرسید: شما چطور ادعا می کنید که اهل بهشت می خورند و می آشامند، ولی فضولات ندارند و امام پاسخ داد: «شاهد بر این مدعا جنین است در شکم مادرش که می خورد، اما فضولات ندارد.» دوباره پرسید: چطور ادعا می کنید که میوه های بهشتی همیشه تازه است و هیچ گاه تمامی ندارد؟ امام در پاسخ فرمود: «میوه های بهشتی، مانند تورات، انجیل، زبور و قرآن ماست که هرچه از آن توشه برمی گیرند، تمام نمی شود و همیشه تازه است یا مانند چراغی است که اگر صدهزار چراغ دیگر از آن بیفروزند، کم نمی شود».<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">عالم نصاری که دیگر پرسشی نداشت، نام امام را پرسید و همان جا مسلمان شد.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">رفته بودند به دیدار امام. وارد خانه که شدند، دیدند پسر امام به شدت بیمار است. امام نیز از ناراحتی بیقرار و چهره اش گرفته بود. دست و پایشان را گم کردند، نمی دانستند اگر اتفاقی برای پسر امام بیفتد، امام که بر بستر او این همه بی تابی می کند، چه واکنشی خواهد داشت و آنها چه باید بکنند. چیزی نگذشت که صدای شیون و زاری بلند شد. اتفاقی که نگرانش بودند، افتاد و حالا آنها منتظر روبه رو شدن با امام بودند. ناگهان در باز شد و امام با چهره ای گشاده و غرق در آرامش وارد اتاق شد. از دیدن حالت امام شگفت زده شدند و گفتند: «فدایت شویم! آن قدر بی قرار بودید که ما ترسیدیم اگر پسرتان فوت کند، برخورد ناراحت کننده ای از شما ببینیم.» حضرت فرمود: «ما هم دلمان می خواهد کسانی که دوستشان داریم، سالم بمانند و بهبود یابند، ولی وقتی فرمان خدا جاری می شود، به آنچه او دوست دارد، گردن می نهیم».<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">مرد نصرانی با تعبیری توهین آمیز نام امام را پرسید. امام فرمود: «من باقرم.» مرد که دید توهین به امام، او را عصبانی نکرد، گفت: «تو فرزند آشپزی؟» امام باز هم با خونسردی پاسخ داد: «آشپزی حرفه مادرم بود.» مرد این بار با بی شرمی بسیار گفت: «تو پسر آن زن سیاه چرده زنگی بداخلاقی؟» امام فرمود: «اگر تو راست می گویی، خداوند او را بیامرزد و اگر تو دروغ می گویی، خداوند تو را بیامرزد!» مرد کم آورد. دیگر نتوانست چیزی بگوید و فقط مات و مبهوت به امام نگریست. با این رفتار امام باقر ع) مرد بی ادب نصرانی تحت تأثیر قرار گرفت و مسلمان شد.1<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">جابر بن عبدالله انصاری به محضر امام باقر ع) شرفیاب شد. پیرمردی ضعیف و ناتوان شده بود. امام حالش را جویا شد. وی گفت: اکنون در حالی هستم که پیری را از جوانی، بیماری را از سلامت و مرگ را از زنده بودن بهتر می خواهم. امام باقر ع) فرمود: «ولی من اگر خداوند پیرم کند، پیری را می خواهم و اگر جوان، جوانی را. اگر بیمار شوم، بیماری را و اگر خدا شفایم دهد، شفا و سلامت را می خواهم. اگر خدا بمیراندم، مرگ را و اگر زنده نگه دارد، زندگی را می خواهم.» همین که جابر این سخن را شنید، صورت آن حضرت را بوسید و گفت: پیامبر ص) درست فرمود که تو زنده می مانی تا یکی از فرزندان من را ببینی که نام او «باقر» است.2<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">1. نک: نشریه همشهری جوان، حسنا مرادی و علی همایی نژاد، داستانک های شماره 147، 192 و 199.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\">2. حمیدرضا کفاش، 57 درس زندگی از سیره عملی حضرت امام محمدباقر ع)، صص 19 و 20، به نقل از: جامع السعادات، ج 2، ص 202.<\/span><\/p>\n","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2019-10-01 10:11:03","content_date_event":"2019-10-05 10:10:23","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2019-10-05 10:12:24","content_date_register":"2019-10-05 10:12:24","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":74895,"eid":0,"attach_title":"ولادت حضرت امام محمدباقر علیه السلام( 57 هـ ق - به روایتی)[ 3 صفر] 2","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/197\/attach\/201910\/451058_3961588182_150_64.webp","300":".\/cache\/197\/attach\/201910\/451058_3961588182_300_127.webp","400":".\/cache\/197\/attach\/201910\/451058_3961588182_400_170.webp","600":".\/cache\/197\/attach\/201910\/451058_3961588182_600_255.webp","900":".\/cache\/197\/attach\/201910\/451058_3961588182_883_375.webp","1200":".\/cache\/197\/attach\/201910\/451058_3961588182_883_375.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":3961588182,"files":{"original":{"url":".\/file\/197\/attach\/201910\/451058_3961588182.jpg","width":883,"height":375,"size":0}}}]}]]